دست‌نوشته‌ی پارسی در ژاپن، سندی که نادیده گرفته شد!

فرشید ابراهیمی / نشریه ایرانشناسی امرداد، شماره ۴۶۴، دی‌ماه ۱۴۰۱

برای نخستین بار، پژوهشگر ژاپنی «استاد هاندا» خط و زبان پارسی بر روی این برگه را بازشناسی کرد، اما به درون مایه‌ی سروده‌های پارسی پی‌نبرد. او در روند سخنرانی خود در دانشگاه کیوتو اعلام کرد که این سروده‌ها با بودیسم یا هند پیوندی ندارند و در پی آن این دست نوشته‌ی پارسی در فهرست آثار ملی ژاپن جای گرفت. ...

دوشنبه ۱۵ تیر ۱۴۰۵
دریافت فایل
جهان یادگارست و ما رفتنی
به‌ مردم، نماند به‌جز مردمی۱

این سروده‌ی فردوسی که در دست‌نوشته‌ای کهن‌سال در ژاپن پیدا شده، بخشی از سندی است که روزگاری نادیده گرفته شده بود و امروز از نخستین اسنادِ پیوندهای دیرینه‌ی فرهنگی ایران و ژاپن به شمار می‌رود.
«کیوسه» (کِیْسِی یا کِسه) نام راهبی بودایی است که هشتصد سال پیش (سال ۱۲۱۷م -۵۹۵خ- ۶۱۴ ق) این دست‌نوشته را با خود به ژاپن آورد: «سال ۱۲۱۷ در گوانگجو چین با سه بیگانه دیدار کردم و از آن‌ها خواستم که به خط خود (نان بانموجی)۲ چیزی برایم بنویسند، آن‌ها این دست‌خط را نوشتند.»
این گفتار را که او در حاشیه‌ی کاغذ نوشته، در حقیقت اشاره به دیداری است که با سه بازرگان ایرانی در بندرِ کوانژو (چین) داشته و هنگام بدرود، آن را از آن‌ها به‌یادگار گرفته و با این پندار که یک سوترای (سوره‌ی) بودایی است، با خود به نیایشگاه کوسانجی در کیوتو (ژاپن) برده است. او برآن بود که این دست‌نوشته را به راهب دیگر این دوره، راهب «میوئی»، پیشکش کند، زیرا میویی بسیار شیفته‌ی زادگاه بودا بود و سال ۱۲۰۳م (۵۸۱خ) تصمیم داشت به هند برود، اما به‌سبب سختی و دشواری راه نتوانسته بود سفر خود را انجام دهد.

راهب کیوسه که در سال ۱۱۸۵م (۵۶۳خ) در خانواده‌ای سرشناس زاده شده بود، در همان دوره‌ی نوزادی بر اثر اشتباهِ ناخواسته‌ی دایه، بر زمین افتاد و ستون فقراتش آسیب دید و شکل طبیعی خود را از دست داد. در جوانی خانه را ترک کرد و به معبدی بودایی رفت تا راهب بشود و در ۲۹ سالگی به چین دوره‌ی سونگ۳ رفت که در این سفر کشتی آن‌ها با توفان و بارانی شدید روبه‌رو شد و دکل کشتی شکست، اما آن‌ها با هرگرفتاری که بود، سرانجام به فوجیان چین (جایی که درآنجا سه ایرانی را بدرود گفت) رسیدند. کیوسه در دو معبد بودایی چین آموزش دید و در بازگشت از آنجا، دفترها و نوشتارهای بودایی بسیاری با خود به ژاپن آورد که در آن میان، برگه‌ای به پهنای ۳۳ سانتیمتر و درازای ۵۰ سانتیمتر دیده می‌شود. همان کاغذی که او در سال ۱۲۱۷م در گوانژو (بندر زیتون) از سه دوست ایرانی خود به ارمغان آورده بود.
از سویی دیگر هیچ دور از ذهن نیست که سه ایرانی نامبرده، بیش از آنکه ناخدا یا دریانورد باشند، گویا از مهندسانی بودند که برپایه‌ی آگاهی‌ها، در آن زمان در حال سازماندهی ساختِ شهرکی در بندر بازرگانی و بین‌المللی گوانجو (بندر زیتون) بودند که در آن سرزمین به دستِ ایرانیان ساخته می‌شد.
***

دست‌نوشته‌ی پارسی
در سال ۱۹۰۹م (۱۲۸۷خ)، برای نخستین بار، پژوهشگر ژاپنی «استاد هاندا» خط و زبان پارسی بر روی این برگه را بازشناسی کرد، اما به درون مایه‌ی سروده‌های پارسی پی‌نبرد. او در روند سخنرانی خود در دانشگاه کیوتو اعلام کرد که این سروده‌ها با بودیسم یا هند پیوندی ندارند و در پی آن این دست نوشته‌ی پارسی در فهرست آثار ملی ژاپن جای گرفت. (۱۹۵۰م/۱۳۲۸خ).
پس از مدتی، به ویژه در چند سال گذشته به درستی آشکار شده است که سرودهای پندآموز پارسی این دست نوشته از سه سراینده ی ایرانی فخرالدین اسعد گرگانی، فردوسی و سروده‌ای از جامع التواریخ (نوشته‌ی خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی است.)
چنانکه گفتیم نخستین بیت از منظومه ویس و رامین (اسعد گرگانی) که در دست‌نوشته با خط نستعلیق پارسی آمده و با بیت به کار رفته در اصل منظومه اندکی دگرگونی دارد:
جهانِ خرمی با کَس نماند
فلک روزی دهد، روزی ستاند
این بیت در «نامه پنجم» از ویس و رامین، بخش «اندر جفا بردن از دوست» به این گونه آمده است:
تو با صد گنج پیروزی و نازی
به چندین گنج شاید گر بنازی
چه باشد گر تو نازی از تن خویش
که ناز من به تو از ناز تو بیش
به تو نازم که تو زیبای نازی
بسازم با تو گر با من بسازی
ولیکن گر چه روی تو بهارست
همیشه بر رخانت گل ببار است
بهار نیکُوی برکس نماند
جهان روزی دهد، روزی ستاند
مَکِش چندین کمان بر دوستانت
که ناگه بشکند روزی کمانت
وگر پُر تیر داری جعبه‌ی ناز
همه تیرت به یک عاشق مَیَنداز

***
دومین بیت از شاهنامه فردوسی است که در آغاز این جستار از آن یاد کردیم:
جهان یادگارست و ما رفتنی
به مردم نماند به جز مردمی

این بیت در متن شاهنامه‌های موجود، در داستان رستم و افراسیاب، دیده می‌شود:
به سیمرغ گفت ای گُزینِ جهان
چه خواهد برین مرگ ما ناگهان
جهان یادگارست و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز مردمی
به نام نکو گر بمیرم رواست
مرا نام باید که تن، مرگ راست
کجا شد فریدون و هوشنگ شاه
که بودند با گنج و تخت و کلاه
برفتند و ما را سپردند جای
جهان را چنین است آیین و رای

***
سومین سروده، چنانکه گفتیم یک رباعی از «جامع التواریخ» یا همان تاریخ رشیدی، درباره‌ی بدرودِ بی‌بازگشت و غم‌انگیز
ایرج کوچکترین فرزند فریدون (فرمانروای پیشدادی)، از پدر و رفتن به سوی توران است که از زبان نویسنده‌ی کتاب بازگو شده است:
گر در اجلم مساهلت خواهد بود
روشن کنم این دیده به دیدار تو زود
پس (گر) به خلاف گردد این (چرخ) کبود
بدرود تو از من و من از تو بدرود
این سروده همانند دو بیت دیگر که در برگه آمده، نزد پارسی‌زبانان به ویژه دریانوردان، آوازه و رواج داشته و ناخدایان در سفر، آنها را می‌خوانده‌اند. چنان که سعدی، شهریار رامهرمزی (دریانورد)۴ و ابن بطوطه نیز از ترانه‌ها و آوازهای دریانوردان ایرانی یادها کرده‌اند. به ویژه سومین سروده که به سبب نداشتن نقطه در متنِ دست‌نوشته چندان قابل بازخوانی نبوده، از آوازهای پرآوازه و شناخته‌شده‌ای بوده که همانند نیایش و دستان (ضرب المثل)، به هنگام بــدرود، در سفرهای پرخطر، و در بدرقه ی مسافران، چاووشی (آوازهای بدرقه) می‌شده است.

یادداشت‌ها:
۱- نمونه‌ی ویراسته‌ی بیت در نسخه‌های شاهنامه (داستان رستم و اسفندیار) چنین است:
جهان یادگارست و ما رفتنی
به گیتی نماند به جز مردمی
۲- به این دست‌خط، «نان‌بانموجی»، به معنی خط «مردمان بیگانه‌ی جنوبی»! می‌گفتند.
۳- دودمان سونگ (چینی:宋朝) یکی از دودمان‌های فرمانروای چین بود که میان سال‌های ۹۶۰ تا ۱۲۷۹ بر چین فرمان می‌راند.
۴- بزرگ پور شهریار رامهرمزی، دریانورد ایرانی بود که در نیمه‌ی نخست سده‌ی چهارم پس از اسلام مجموعه‌ای از داستان.ها و افسانه‌های ناخدایان و دریانوردان و تاجران در اقیانوس هند را در کتابی به نام «عجایب الهند، بر و بحر و الجزیره» گردآوری کرد.


منابع:

Ogino, Minahiko (۱۹۸۳-۰۶-۲۰),
“”Washibun” document and Keisei
Katsutsukibo”, Ancient Document Research,
Japanese Society of Archeology
(۲۱): ۵۳–۵۹
Haneda, Toru, (۱۹۱۰), “A study on the
history of Japan”, Lectures on History
Studies, Toyama Fusa (۳): ۱۴۹–۱۶۶
Haneda, Toru, (۱۹۵۸), “On the Japanese
sentences transmitted to Japan”,
Haneda Ph.D. Meeting, pp. ۲۰۶–۲۱۴,
doi:۱۰.۲۰۶۷۶/۰۰۰۰۰۲۶۷-(Haneda
۱۹۱۰) reprint. The decryption contents
have been greatly modified.
نظر شما