مرز بین خوب و بد در «شاهنامه» ایرانی و تورانی بودن نیست!

چو ایران نباشد تن من مباد !

شیرزاد عبداللهی، روزنامه نگار
ملک الشعرای بهارپس از چنین اشاراتی، با تعجب و نگرانی می پرسد: راستی مصرع «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» ازکجا پیدا شده؟ چه کسی این مصرع را براین قطعه افزوده؟ عجیب است که این شعرطوری درتهران شایع شده که درقائمه مجسمه فردوسی هم نقاری گردیده و برهر زبانی روان است.(بهار، فردوسی نامه، ص ۱۵۶) واقعیت این است که هنوز هم ما ایرانیان دهه ۹۰ این شعر را با غرور و افتخار می خوانیم در حالی که این شعر تنها یک «رجز» است!...

چهارشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۷
در تاریخ صد ساله اخیر سه گرایش و ایدئولوژی عمده در جامعه ایران مطرح بوده :
۱- ملی گرایی یا ناسیونالیسم ایرانی(به نمایندگی رضا شاه )
۲- ایدئولوژی چپ و سوسیالیسم از نوع روسی ( به نمایندگی حزب توده )
۳- اسلام سیاسی بر اساس قرائت انقلابی از مذهب تشیع (به نمایندگی علی شریعتی و طیف روحانیون انقلابی ).

اوج ناسیونالیسم ایرانی دوره ۱۶ ساله سلطنت رضاشاه و شاهنامه فردوسی مانیفست حکومت پهلوی بود. چپ ها در رسیدن به حکومت ناکام ماندند و اسلامگرایان شیعی در سال ۵۷ با بر انداختن حکومت پهلوی ، جمهوری اسلامی را تاسیس کردند.
بر خلاف تبلیغات پهلوی ، فردوسی ناسیونالیست به مفهوم امروزی نبود. شاهنامه اثری است که درآن صدها «پرسناژ» وارد صحنه می شوند و نظرات آنها گوناگون و با هم متفاوت و چه بسا متضاد است. چنین امری بسیارطبیعی است. مهم این است که خواننده ازمیان پرسناژها سخنگوی نویسنده را بشناسد و ببیند که کدام یک ازگفته های متفاوت یا متناقض، بیانگر دیدگاه واقعی نویسنده است. و گرنه در هراثرهنری می توان انواع عقاید را پیدا کرد و بدترین و منحرف ترین نظریات را به بهترین و مترقی ترین نویسندگان نسبت داد.
فردوسی در شاهنامه دیدگاهی انسانگرایانه دارد . مرز بین خوب و بد در شاهنامه ، ایرانی و تورانی بودن نیست.اما گردانندگان تبلیغات دربار پهلوی (رضاشاه) بر اساس نیاز سیاسی خود از شاهنامه برداشتی ایدئولوژیک و ملی گرایانه و ضد بیگانه داشتند و ابیاتی از شاهنامه را در وزارتخانه ها و مطبوعات و رادیو... می آوردند که به طورعمده ازمواضع جداگانه شاهنامه جدا شده و «مونتاژ» می شد. تازه به همین اندازه نیز قانع نبودند و هرچند گاه بیتی و مصرعی با وزن شاهنامه و درتائید جهان بینی خویش می افزودند و به فردوســی می بستند.
ملک الشعرای بهار از نخستین رجال دارای صلاحیت ادبی است که به این کار اعتراض کرد. او نوشت: «این اواخر بازهم تصرفاتی دراشعارفردوسی شده و می شود. از قضا درنسخه شماره سوم و چهارم مجله آینده درصفحه ۱۸۲ شش بیت ازشاهنامه دیدم که هرکدام را از یک جای شاهنامه برداشته اند و تصحیفی درآنها شده. یک مصراع زیادی به آن افزوده و یک مصراع کاسته اند و درجراید و مدارس آن ها را می خوانند و یاد می دهند...»

بهار در ادامه نوشت : «اول این اشعارهریک، ازیک جای شاهنامه است، ثانیا بعضی ازآنها قطعه است، ثالثا برخی را مسخ کرده اند... یکی از مشهورترین ابیات جعلی که در دوران پهلوی به شاهنامه اضافه شده، چنین است : (( چو ایران نباشد تن من مباد/ بدین بوم و بر زنده یک تن مباد.)) ملک الشعرای بهارتصریح کرده که چنین بیتی درشاهنامه دیده نمی شود و تنها بیتی که مصرع اول آن شبیه این بیت باشد مکالمه هجیر و سهراب است در داستان رستم و سهراب : «چوگودرز و هفتاد پورگزین/ همه نامداران ایران زمین /نباشد به ایران تن من مباد/ چنین دارم ازموبد پاک یاد»

ملک الشعرای بهارپس از چنین اشاراتی، با تعجب و نگرانی می پرسد: راستی مصرع «بدین بوم و بر زنده یک تن مباد» ازکجا پیدا شده؟ چه کسی این مصرع را براین قطعه افزوده؟ عجیب است که این شعرطوری درتهران شایع شده که درقائمه مجسمه فردوسی هم نقاری گردیده و برهر زبانی روان است.(بهار، فردوسی نامه، ص ۱۵۶) واقعیت این است که هنوز هم ما ایرانیان دهه ۹۰ این شعر را با غرور و افتخار می خوانیم در حالی که این شعر یک رجز است ، ایران بدون ایرانیان یک سرزمین سوخته است و مهم ترین سرمایه ایران ، مردم ایران هستند .

تبلیغاتچی ها اشعاری راکه از دهان سربازان افراسیاب برای تحریک او به جنگ علیه رستم بیرون آمده بود، به ایرانیان بستند و یا ابیات مشابهی جعل کردند ودر ضمن برخی داستان های ایرانیان و شاهان ایران قرار دادند. آن دسته از ابیات شاهنامه که در سرودها بکار آمده اند، در متن اصلی، کارکرد دیگری دارند و حتی خطابی است که مخالفان ایران بیان داشته اند و در کنار این مونتاژهای زننده ابیاتی جعلی قرار دارد که به سرود ها خصلت شبه فاشیستی و جنگ طلبانه و نژاد پرستانه می بخشد.

*در نوشتن این یادداشت از مقاله « نگاهی به وضعیت فرهنگ و عوامل فرهنگ سازی در دوران پهلوی اول » نوشته محمد رضا طاهریان استفاده کرده ام.
نظر شما